دیکشنری فارسی

silage

UKsailidʒ

معنی فارسی

علف تازه مانده قصيل سبز مانده

معنی کامل و مثال‌ها

/sī´lij/n.

● (دامداری) علوفه‌ی سیلو شده (ensilage هم می‌گویند)

تعریف انگلیسی

noun
  1. fodder harvested while green and kept succulent by partial fermentation as in a silo

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن