دیکشنری فارسی

sill

UKsil USsıl

معنی فارسی

استانه استان پايه

معنی کامل و مثال‌ها

/sil/n.

● (نجاری و بنایی)

● (سنگ چین یا الوار که دیوار یا ساختمان بر آن بنا شده) زیر بنا، زیرساز، بنلاد

● (در) درگاه، تخته‌ی جلوی در، پله‌ی جلوی در

● (پنجره) تاقچه‌ی جلو پنجره، تخته‌ی زیر پنجره

● (زمین شناسی - صخره‌ی آتشفشانی که میان دو لایه‌ی رسوبی فشرده شده است) سنگ آذرین فشرده

تعریف انگلیسی

noun
  1. structural member consisting of a continuous horizontal timber forming the lowest member of a framework or supporting structure
  2. (geology) a flat (usually horizontal) mass of igneous rock between two layers of older sedimentary rock

مترادف‌ها

noun
1. Lower piece of a frame (as of a door or a window).
2. Ground sill, ground plate.

واژه‌های دیگر با معنی «استانه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن