sill
UKsil
USsıl
معنی فارسی
استانه استان پايه
معنی کامل و مثالها
/sil/n.
● (نجاری و بنایی)
● (سنگ چین یا الوار که دیوار یا ساختمان بر آن بنا شده) زیر بنا، زیرساز، بنلاد
● (در) درگاه، تختهی جلوی در، پلهی جلوی در
● (پنجره) تاقچهی جلو پنجره، تختهی زیر پنجره
● (زمین شناسی - صخرهی آتشفشانی که میان دو لایهی رسوبی فشرده شده است) سنگ آذرین فشرده
تعریف انگلیسی
noun
- structural member consisting of a continuous horizontal timber forming the lowest member of a framework or supporting structure
- (geology) a flat (usually horizontal) mass of igneous rock between two layers of older sedimentary rock
مترادفها
noun
1. Lower piece of a frame (as of a door or a window).
2. Ground sill, ground plate.