دیکشنری فارسی

silo

US'saıləu

معنی فارسی

سيلو ،

گودال بي هوا که غله ياعلف رادران انبارمي

کنندتاتازه وسبزبماند

معنی کامل و مثال‌ها

/sī´lō/n., pl.

انبار غله، انبار علوفه، جاشدان، خنبه، سیلوی کوچک، سیلوی روستا (به سیلو می‌گویند: grain elevator)

محل نگهداری و پرتاب موشک دوربرد (معمولا در زیرزمین)

تعریف انگلیسی

noun
  1. a cylindrical tower used for storing silage
  2. military installation consisting of an underground structure where ballistic missiles can be stored and fired

واژه‌های دیگر با معنی «سيلو»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن