دیکشنری فارسی

silt

UKsiltʌp USsılt

معنی فارسی

لاي لجن گل گرفتن بنداوردن (بالاي ولجن) گرفتن

معنی کامل و مثال‌ها

/silt/n., vt., vi.

● لای، گل و لای (به ویژه گل و ماسه که در آب ته نشین می‌شود)، خره، گلماسه

they dredged the silt from the bottom of the canal

گل و لای ته آبراه را لاروبی کردند.

● خاک لای‌دار (بیش از 80 درصد لای)، سیلت، لیمون

● لاگیر شدن یا کردن، با گل و لای گرفتن، خره گرفتن، پر از گل و لای شدن

the harbor has silted up

گل و لای بندرگاه را گرفته است.

تعریف انگلیسی

verb
  1. mud or clay or small rocks deposited by a river or lake
  2. become chocked with silt “The river silted up” “Something ----s”

مترادف‌ها

noun
Sediment, deposit, alluvium.

واژه‌های دیگر با معنی «لاي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن