silt
UKsiltʌp
USsılt
معنی فارسی
لاي لجن گل گرفتن بنداوردن (بالاي ولجن) گرفتن
معنی کامل و مثالها
/silt/n., vt., vi.
● لای، گل و لای (به ویژه گل و ماسه که در آب ته نشین میشود)، خره، گلماسه
they dredged the silt from the bottom of the canal
گل و لای ته آبراه را لاروبی کردند.
● خاک لایدار (بیش از 80 درصد لای)، سیلت، لیمون
● لاگیر شدن یا کردن، با گل و لای گرفتن، خره گرفتن، پر از گل و لای شدن
the harbor has silted up
گل و لای بندرگاه را گرفته است.
تعریف انگلیسی
verb
- mud or clay or small rocks deposited by a river or lake
- become chocked with silt “The river silted up” “Something ----s”
مترادفها
noun
Sediment, deposit, alluvium.