دیکشنری فارسی

silver-plate

معنی کامل و مثال‌ها

/-plāt´/vt.

● آب نقره دادن

a silver-plated tray

سینی آب نقره‌دار

تعریف انگلیسی

verb
  1. plate with silver “silverplate a watch” “Somebody ----s something”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن