دیکشنری فارسی

silver-tongued

معنی کامل و مثال‌ها

/-tuŋd´/adj.

● بلیغ، سلیس، روان، شیرین زبان، زبان آور

تعریف انگلیسی

adjective
  1. expressing yourself readily, clearly, effectively “able to dazzle with his facile tongue” “silver speech”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن