simoleon معنی فارسی دلار معنی کامل و مثالها /sǝ mō´lē ǝn/n.● (امریکا - قدیمی - خودمانی) دلار واژههای دیگر با معنی «دلار» eurodollars دلار اروپايي megabuck يک ميليون دلار، يک عالمه پول، پول هنگفت piaster دلار اسپانيايي، پياستر accelerated Meran مران شتابان دلار دفاع اسلاو (شطرنج) krona مسکوک ايسلند و سوئد معادل 0/2026 دلار. dollar area منطقه پولي دلار (منطقه اي که از نظر پولي، تابع دلار ميباشد) dollar دلار:پول امريکا (نشان ان $ است که درجلو رقم، ميگذارند) long green (ز.ع.- امر.) اسکناس پشت سبز، دلار کاغذي پشت سبز. fractional reserve banking روش مبتني بر ذخيره جبران کسري در امريکا، در ازاي هر صد دلاري که مشتريان در بانک، مي گذارد E-p-u (European payments union)، اتحاديه پرداختهاي اروپا، اتحاديه اي سازمان همکاري اقتصادي اروپا