دیکشنری فارسی

simple fracture

معنی کامل و مثال‌ها

● (شکستگی استخوان: دو سر استخوان شکسته از گوشت و پوست بیرون نزده‌اند) شکستگی ساده

تعریف انگلیسی

noun
  1. an uncomplicated fracture in which the broken bones to not pierce the skin

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن