دیکشنری فارسی

simpleton

UKsimpltən

معنی فارسی

ساده لوح احمق ابله .

معنی کامل و مثال‌ها

/-tǝn/n.

احمق، گولو، هالو، دخو، چلمن، خوش باور، پخمه، دبنگ

واژه‌های دیگر با معنی «ساده لوح»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن