simplist
معنی فارسی
ساده انگار، متمايل به ساده پنداري همه چيز
رجوع شود به simplistic
معنی کامل و مثالها
/sim´plist/n., adj.
● سادهانگار، متمایل به ساده پنداری همه چیز
● رجوع شود به: simplistic
ساده انگار، متمايل به ساده پنداري همه چيز
رجوع شود به simplistic
/sim´plist/n., adj.
● سادهانگار، متمایل به ساده پنداری همه چیز
● رجوع شود به: simplistic
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن