دیکشنری فارسی

simulacrum

معنی فارسی

صورت خيالي خيالي تمثال

معنی کامل و مثال‌ها

/sim´yōō lā´krǝm/n.,pl.

● تصویر، تمثال، فرتور

● وانمودگر

● تظاهر، وانمود، ریاکاری

● تصویر خیالی یا مبهم

تعریف انگلیسی

noun
  1. an insubstantial or vague semblance
  2. a representation of a person (especially in the form of sculpture) “the coin bears an effigy of Lincoln” “the emperor's tomb had his image carved in stone”

واژه‌های دیگر با معنی «صورت خيالي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن