دیکشنری فارسی

simulcast

UKsimʌlkɑːst

معنی فارسی

همزمان پخش کردن پخش همزمان

معنی کامل و مثال‌ها

/sī´mǝl kast´, -käst´/n., vt.

● (رادیو و تلویزیون) همزمان پخش کردن، پخش همزمان

تعریف انگلیسی

noun
  1. a broadcast that is carried simultaneously by radio and television (or by FM and AM radio)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن