simultaneeity معنی فارسی هم زماني هم بودي با همي تقارن مقارنه واژههای دیگر با معنی «هم زماني» contemporaneousness هم زماني، همروزگاري synchronism هم زماني، هم وقتي synchrony همگاهي، هم زماني، انطباق synchronization همگامي، هم زماني. structural form شکل بنياني، شکل اوليه معادلات در سيستم، معادلات هم زماني در اقتصاد سنجي