sin (2)
معنی کامل و مثالها
/sin/n., vi.
● گناه، معصیت
mortal sin (deadly sin)
گناه کبیره
to commit a sin
گناه کردن
● (مجازی یا به شوخی) خطا، تقصیر، اشتباه
to him, being late was an unforgivable sin
تاخیر داشتن در نظر او خطای نابخشودنی بود.
it's a sin not to go out on such a beautiful day
از خانه بیرون نرفتن در یک روز به این زیبایی گناه است.
● گناه کردن، معصیت کردن
those who sin shall be punished by God
آنان که گناه میکنند توسط خداوند تنبیه خواهند شد.
* as ugly as sin
بسیار زشت
* live in sin
(قدیمی) بدون ازدواج با هم زندگی کردن