دیکشنری فارسی

sine qua non

معنی فارسی

شرط لازم

معنی کامل و مثال‌ها

/sī´nē kwā nän´/

● (لاتین: بدون آن نه) امر ناگزیر، چیز واجب، جزو الزامات، شرط اساسی

absolutely free elections is a sine qua non of democracy

انتخابات کاملا آزاد شرط اصلی دمکراسی است.

تعریف انگلیسی

noun
  1. a prerequisite

مترادف‌ها

[Lat.] Necessity, necessary, requisite, essential, indispensable thing, indispensable condition.

واژه‌های دیگر با معنی «شرط لازم»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن