دیکشنری فارسی

singularize

معنی فارسی

تک کردن بشکل مفرد دراوردن مشخص کردن برجسته کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/siŋ´gyǝ lǝr īz´/vt.

● شگرف کردن، عجیب و غریب کردن، یکتا کردن (رجوع شود به: معانی: singular)

تعریف انگلیسی

verb
  1. distinguish as singular “Somebody ----s something” “Somebody ----s somebody” “Something ----s somebody” “Something ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «تک کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن