sino US'saınəu معنی فارسی چين و واژههای دیگر با معنی «چين و» indo china هند و چين broken traffic line خط چين براي آمد و شد، خط گسسته براي آمد و شد Indochina شبه جزيره ي هند و چين rugulose داراي چين هاي ظريف و کوچک. face lifting جراحي و از بين بردن چين و چرک صورت، تعمير. ruffe يقه گرد و حلقوي چين دار مردان و زنان قرون، 16 و 17 ميلادي، غرور purree يکجور رنگ زردکه از هندوستان و چين مياورند shirring کوک زني، چين زني.، حاشيه ي چين داده و کوک خورده dumbarton oaks conference کنفرانس "دومبارتون اکس "، کنفرانس منعقده در ساختمان دومبارتون اکس، واقع در واشنگتن به سال 1944 که طي آن kala-azar کالا آزار، بيماري عفوني است که ميزان مرگ و مير ناشي، از آن زياد است اين بيماري در کناره هاي مديترانه