sircled معنی فارسی دايره اي شده ، گرد کرده ، دوار، فعل گذشته دايره اي نمودن واژههای دیگر با معنی «دايره اي شده» wheel satellite ماهواره اي که بصورت دايره اي ساخته شده و، معمولا براي پايداري وضعيت يا وارد ساختن، گرانش ساختگي به سرنشينان دوران ميکند