دیکشنری فارسی

sire

US'saıə

معنی فارسی

اعليحضرتا !

معنی کامل و مثال‌ها

/sīr/n., vt.

● (در اصل) عالی مقام، مرد قدرتمند، مرد بلند پایه

● (قدیمی - S بزرگ - در خطاب به شاه) اعلیحضرت (امروزه: Your Majesty)

● (قدیمی - شاعرانه) پدر، جد، تبار

● (به‌ویژه چارپایان) پدر

● (به ویژه در مورد جانوران) پس انداختن، (اولاد) کاشتن

he sired seven children

هفت بچه پس انداخت.

● (مجازی) به وجود آوردن، (اثر ادبی) نوشتن، تولید کردن

he sired one more play

او یک نمایشنامه‌ی دیگر نوشت.

تعریف انگلیسی

verb
  1. a title of address formerly used for a man of rank and authority
  2. the founder of a family “keep the faith of our forefathers”
  3. male parent of an animal especially a domestic animal such as a horse
  4. make children “Abraham begot Isaac” “Men often father children but don't recognize them” “Somebody ----s somebody”

مترادف‌ها

noun
1. (Poetical.) Father, progenitor.
2. Male parent (of a beast).

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن