دیکشنری فارسی

sister-in-law

معنی فارسی

خواهرزن خواهرشوهر زن برادر زن برادرزن

معنی کامل و مثال‌ها

/-in lô´/n., pl.

زن برادر

خواهرشوهر

جاری

زن برادر زن

خواهرزن

واژه‌های دیگر با معنی «خواهرزن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن