sister-in-law
معنی فارسی
خواهرزن خواهرشوهر زن برادر زن برادرزن
معنی کامل و مثالها
/-in lô´/n., pl.
● زن برادر
● خواهرشوهر
● جاری
● زن برادر زن
● خواهرزن
خواهرزن خواهرشوهر زن برادر زن برادرزن
/-in lô´/n., pl.
● زن برادر
● خواهرشوهر
● جاری
● زن برادر زن
● خواهرزن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن