پرش به محتوا
دیکشنری فارسی
جستوجوی واژه
بگرد
sitten
معنی کامل و مثالها
/sit´'n/vi., vt.
●
(مهجور) اسم مفعول: sit
همین دیکشنری روی گوشی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن