دیکشنری فارسی

six

UKsiks USsıks

معنی فارسی

شماره شش

معنی کامل و مثال‌ها

/siks/adj., n.

شش

six boys

شش پسر

نیم دوجین، گروه یا دسته‌ی شش‌تایی

a six-man team

یک تیم شش نفری

شش‌گانه

شماره‌ی شش، عدد شش

* at sixes and sevens

(عامیانه) 1- شلوغ، درهم و برهم 2- مخالف یکدیگر

the two friends are at sixes and sevens

میانه‌ی آن دو رفیق به هم خورده است.

تعریف انگلیسی

adjective
  1. the cardinal number that is the sum of five and one
  2. a playing card or domino or die whose upward face shows six pips

واژه‌های دیگر با معنی «شماره شش»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن