دیکشنری فارسی

sixteen

UKsikstiːn USsık'sti:n

معنی فارسی

شانزده

معنی کامل و مثال‌ها

/siks´tēn´/adj., n.

● شانزده

● عدد شانزده، شماره‌ی شانزده

تعریف انگلیسی

adjective
  1. the cardinal number that is the sum of fifteen and one
  2. being one more than fifteen

واژه‌های دیگر با معنی «شانزده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن