skate (1)
معنی کامل و مثالها
/skāt/n., vi.
● اسکیت، کفش پاتیناژ، کفش اسکی روی یخ (ice skate هم میگویند)
● کفش چرخدار، اسکیت (roller skate هم میگویند)
● اسکیت کردن
/skāt/n., vi.
● اسکیت، کفش پاتیناژ، کفش اسکی روی یخ (ice skate هم میگویند)
● کفش چرخدار، اسکیت (roller skate هم میگویند)
● اسکیت کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن