دیکشنری فارسی

skateboard

US'skeıt'bɔ:d

معنی فارسی

وسيله کوتاهي با 4 قرقره

معنی کامل و مثال‌ها

/skāt´bôrd´/n., vi.

● تخته اسکیت، تخته‌ی چرخدار

● تخته اسکیت سواری کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. a board with wheels that is ridden in a standing or crouching position and propelled by foot
  2. ride on a flat board with rollers attached to the bottom “Somebody ----s”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن