دیکشنری فارسی

skeletonize

معنی فارسی

بشکل استخوان بندي دراوردن ،

جزئيات (چيزيرا) انداختن ورئوس انراگذاردن

معنی کامل و مثال‌ها

/-īz´/vt.

● تبدیل به اسکلت کردن، استگان کردن

● تبدیل به چارچوب کردن، به بخش اساسی تقلیل دادن

● (تعداد کارگر یا سرباز و غیره) به حداقل رساندن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن