skewbald معنی فارسی ابلق معنی کامل و مثالها /skyōō´bôld´/adj., n.● (اسب) ابلق، اسب ابلق واژههای دیگر با معنی «ابلق» piebald پيسه، ابلق، سياه و سفيد pinto پيسه، ابلق، سياه و سفيد parti coloured رنگارنگ، ابلق parti-coloured رنگارنگ، ابلق party coloured رنگارنگ، ابلق pied رنگارنگ، ابلق