دیکشنری فارسی

skin effect

معنی فارسی

اثر پوست

معنی کامل و مثال‌ها

● (برق) پدیده‌ی پوستی، اثر پوستی

تعریف انگلیسی

noun
  1. the tendency of high-frequency alternating current to distribute near the surface of a conductor

واژه‌های دیگر با معنی «اثر پوست»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن