دیکشنری فارسی

skintight

UKskintait

معنی فارسی

بپوست چسبيده چسبيده بتن.

معنی کامل و مثال‌ها

/-tīt´/adj.

● (جامه) تنگ، چسبیده

skintight jeans

شلوار جین چسبیده به تن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. so tight as to cling to the skin “skintight jeans”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن