skipper (2)
معنی کامل و مثالها
/skip´ǝr/n., vt.
● (به ویژه کشتی کوچک و قایق) ناخدا، کاپیتان
● سردسته، رهبر، مدیر
● ناخدایی کردن، سردستگی کردن
/skip´ǝr/n., vt.
● (به ویژه کشتی کوچک و قایق) ناخدا، کاپیتان
● سردسته، رهبر، مدیر
● ناخدایی کردن، سردستگی کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن