دیکشنری فارسی

skittish

UKskitiʃ US'skıtıʃ

معنی فارسی

ترسو رموک بي ثبات بولهوس عشوه گر طناز د دري لاسي

معنی کامل و مثال‌ها

/skit´ish/adj.

رموک، رمنده

a skittish horse

اسب رموک

to become skittish

سهستن، رمیدن

بی وفا

لوند، طناز، پرناز و عشوه

مترادف‌ها

adjective
1. Shy (as a horse), timid, timorous, easily frightened.
2. Hasty, volatile, wanton.
3. Changeable, inconstant, fickle.

واژه‌های دیگر با معنی «ترسو»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن