دیکشنری فارسی

skittle

UKskitl

معنی فارسی

سوزاندن چند توپزن به آساني پشت سر هم

(کريکت)

ميله چوبي بولينگ

معنی کامل و مثال‌ها

/skit´'l/n.

● (جمع با فعل مفرد) بولینگ چمنی

● ماسوره‌ی بولینگ چمنی

* (not) all beer and skittles

(همه‌اش) خوب و لذتبخش نیست

تعریف انگلیسی

verb
  1. a bowling pin of the type used in playing ninepins or (in England) skittles
  2. play skittles “Somebody ----s”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن