دیکشنری فارسی

skittle

UKskitl

معنی فارسی

سوزاندن چند توپزن به آساني پشت سر هم

(کريکت)

ميله چوبي بولينگ

معنی کامل و مثال‌ها

/skit´'l/n.

(جمع با فعل مفرد) بولینگ چمنی

ماسوره‌ی بولینگ چمنی

* (not) all beer and skittles

(همه‌اش) خوب و لذتبخش نیست

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن