دیکشنری فارسی

skive (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/skīv/vt.

● (چرم یا لاستیک و غیره) تراشیدن و نازک کردن، لایه لایه کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن