دیکشنری فارسی

skiver

US'skaıvə

معنی فارسی

پوست تراش چاقوي پوست تراشي پوست تراشيده

معنی کامل و مثال‌ها

/skī´vǝr/n.

● چرم صحافی، تیماج نازک، چرم نازک (برای جلد کتاب)

● چاقوی چرم تراشی

واژه‌های دیگر با معنی «پوست تراش»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن