دیکشنری فارسی

skiver

US'skaıvə

معنی فارسی

پوست تراش چاقوي پوست تراشي پوست تراشيده

معنی کامل و مثال‌ها

/skī´vǝr/n.

چرم صحافی، تیماج نازک، چرم نازک (برای جلد کتاب)

چاقوی چرم تراشی

واژه‌های دیگر با معنی «پوست تراش»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن