دیکشنری فارسی

skivvy (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/skiv´ē/n., pl.

● (انگلیس)

● کلفت، مستخدمه

● کاربدنی کردن، عملگی کردن، کلفتی کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن