دیکشنری فارسی

slab (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/slab/adj.

● (قدیمی) غلیظ

slab soup

آبگوشت غلیظ

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن