دیکشنری فارسی

slabby

مترادف‌ها

adjective
1. Viscous, sticky, glutinous, thick.
2. Wet, slimy, muddy, sloppy, miry.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن