دیکشنری فارسی

slack water

معنی فارسی

آب ساکن آب آزاد

معنی کامل و مثال‌ها

زمان میان جزر و مد (که آب نسبتا آرام است)، میان کشند

تعریف انگلیسی

noun
  1. a stretch of water without current or movement “suddenly they were in a slack and the water was motionless”
  2. the occurrence of relatively still water at the turn of the (low) tide

واژه‌های دیگر با معنی «آب ساکن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن