دیکشنری فارسی

slam on

تعریف انگلیسی

verb
  1. apply carelessly “slap some paint onto the wall” “Somebody ----s something”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن