slang (1)
معنی کامل و مثالها
/slaŋ/n., vi., vt.
● (در اصل) زبان زرگری (به ویژه زبان تبهکاران و ولگردان)، زبان لاتها، زبان لاتی، لوترا
● (زبان) خودمانی (در این فرهنگ واژههای slang با واژهی ((خودمانی)) و واژههای colloquial با واژهی ((عامیانه)) مشخص شدهاند)
● رجوع شود به: argot
● رجوع شود به: jargon
● واژهی خودمانی به کار بردن
● واژهی دشنام مانند یا زننده به کار بردن، بد دهانی کردن، فحاشی کردن
the taxi driver slanged a customer who was arguing with him
رانندهی تاکسینسبت به یک مشتری که با او بحث مینمود فحاشی کرد.