دیکشنری فارسی

slap

UKslæp USslæp

معنی فارسی

سيلي زدن (به) ، طپانچه زدن (به) ،

با دست زدن به ، پرت کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/slap/vi., adv., n., vt.

● (با چیز مسطح به ویژه کف دست) زدن، سیلی زدن، چک زدن، لت زدن، کشیده زدن

he slapped me on the back of the neck

یک پس‌گردنی به من زد.

the teacher who slapped a student was fired

معلمی که به شاگرد سیلی زد اخراج شد.

● صدای سیلی، (صدای) درق، شرق، شپلق، شلپ

I heard a loud slap from the next-door room

صدای شلپ بلندی را از اتاق مجاور شنیدم.

● توهین

● تلپی انداختن یا قرار دادن، پرت کردن، با بی‌دقتی انجام دادن

to slap some paint onto a wall

دیوار را شلپ شولوپ رنگ زدن

she slapped the magazines on the table

مجله‌ها را تالاپ انداخت روی میز

to slap a hat on one's head

با بی‌دقتی و شتاب کلاه روی سر گذاشتن

● (عامیانه) مستقیم، مستقیما، یکسر، صاف

I ran slap into a tree

صاف خوردم به درخت.

* a slap in the face

1- تو گوشی، سیلی 2- توهین، خوارشماری، تودهنی

* slap and tickle

(انگلیس - خودمانی) مغازله، ماچ و بوسه

* slap down

(عامیانه) 1- سرزنش کردن، نکوهش کردن 2- تودهنی زدن، وادار به سکوت کردن

* slap somebody on the back

(به منظور تشویق و غیره) دست بر شانه یا پشت کسی زدن

* slap something on something

(مالیات یا قیمت و غیره‌ی چیزی را) افزودن، بالابردن

they slapped 10 cents on the price of gasoline

قیمت بنزین را ده سنت بالا بردند.

تعریف انگلیسی

adverb
  1. a blow from a flat object (as an open hand)
  2. the act of smacking something; a blow delivered with an open hand
  3. hit with something flat, like a paddle or the open hand “The impatient teacher slapped the student” “a gunshot slapped him on the forehead” “Somebody ----s something” “Somebody ----s somebody” “Something ----s something” “The fighter managed to slap his opponentIII”
  4. directly “he ran bang into the pole” “ran slap into her”

مترادف‌ها

I. noun
Blow (with something broad), clap.
II. adverb
(Colloquial) With a slap, plumply, quickly, instantly.
III. verb active
Strike (with something broad), dab, pat, spank.

واژه‌های دیگر با معنی «سيلي زدن (به)»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن