slap bang معنی فارسی با صدا بضرب سراسيمه واژههای دیگر با معنی «با صدا» noisily با صدا، با سر و صدا hissing arc قوس با صدا slam با صدا بستن، تندگذاشتن، با صدا گذاشتن detonate با صدا دررفتن، با صدا ترکيدن، ترکانيدن dual-tone horn بوق با دو صدا vocalize با صدا ادا کردن، تلفظ کردن، تشکيل دادن (صدا) مانند صدا به کار بردن postvocalic بلافاصله بعد از حرف با صدا. window panes باران با صدا به پنجره مي خورد aphesis انداختن حرف با صدا در آغاز واژه، واکه اندازي delayed a.v.c. تنظ?م کننده خودکار صدا با تاخير