slapdash
UKslæpdæʃ
US'slæp'dæʃ
معنی فارسی
بي پروا ، تند ، از روئي بي پروايي ، ناگهان ،
غفلت ، به يکبار
معنی کامل و مثالها
/-dash´/n., adv., adj.
● کار سردستی، کاری که با شتاب و بی دقتی انجام شود
● شتاب آمیز، مسامحه آمیز
تعریف انگلیسی
adverb
- directly “he ran bang into the pole” “ran slap into her”
- in a careless or reckless manner “the shelves were put up slapdash”