دیکشنری فارسی

slapdash

UKslæpdæʃ US'slæp'dæʃ

معنی فارسی

بي پروا ، تند ، از روئي بي پروايي ، ناگهان ،

غفلت ، به يکبار

معنی کامل و مثال‌ها

/-dash´/n., adv., adj.

کار سردستی، کاری که با شتاب و بی دقتی انجام شود

شتاب آمیز، مسامحه آمیز

تعریف انگلیسی

adverb
  1. directly “he ran bang into the pole” “ran slap into her”
  2. in a careless or reckless manner “the shelves were put up slapdash”

واژه‌های دیگر با معنی «بي پروا»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن