slapstick
UKslæpstik
US'slæp'stık
معنی فارسی
نمايش خنده دار همراه با شوخي وسر وصدا.
نمايش خنده دار روحوضي، شادمايش سبک
وابسته به شادمايش سبک
معنی کامل و مثالها
/-stik´/n., adj.
● دوتکه تختهی متصل که وقتی به محلی زده میشوند صدای شپلق ایجاد میکنند (سابقا دلقکها به کار میبردند)
● نمایش خنده دار روحوضی، شادمایش سبک
● وابسته به شادمایش سبک
تعریف انگلیسی
adjective
- a boisterous comedy with chases and collisions and practical jokes
- acoustic device consisting of two paddles hinged together; used by an actor to make a loud noise without inflicting injury when striking someone “slapstick style of humor”