دیکشنری فارسی

slapstick

UKslæpstik US'slæp'stık

معنی فارسی

نمايش خنده دار همراه با شوخي وسر وصدا.

نمايش خنده دار روحوضي، شادمايش سبک

وابسته به شادمايش سبک

معنی کامل و مثال‌ها

/-stik´/n., adj.

دوتکه تخته‌ی متصل که وقتی به محلی زده می‌شوند صدای شپلق ایجاد می‌کنند (سابقا دلقک‌ها به کار می‌بردند)

نمایش خنده دار روحوضی، شادمایش سبک

وابسته به شادمایش سبک

تعریف انگلیسی

adjective
  1. a boisterous comedy with chases and collisions and practical jokes
  2. acoustic device consisting of two paddles hinged together; used by an actor to make a loud noise without inflicting injury when striking someone “slapstick style of humor”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن