slat (1)
معنی کامل و مثالها
/slat/n., vt.
● (چوب یا پلاستیک و غیره) تکهی پهن و نازک، لاته، پره
slats of a Venetian blind
پرههای پردهی کرکره
● (امریکا - خودمانی - جمع) دندهها، کفل
● پرهدار کردن (مثلا پردهی کرکره را)
/slat/n., vt.
● (چوب یا پلاستیک و غیره) تکهی پهن و نازک، لاته، پره
slats of a Venetian blind
پرههای پردهی کرکره
● (امریکا - خودمانی - جمع) دندهها، کفل
● پرهدار کردن (مثلا پردهی کرکره را)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن