دیکشنری فارسی

slat (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/slat/n., vt., vi.

● (مانند بادبان در باد شدید) کشیده شدن و صدا کردن، واخوردن و صدا کردن

● زدن، ضربه زدن

● (انگلیس - عامیانه) محکم پراندن، محکم پرتاب کردن

● (انگلیس - محلی) ضربه‌ی شدید

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن