دیکشنری فارسی

slating

UKsleitiŋ

معنی فارسی

تخته سنگ ، لوح سنگ ، سنگ لوح ،

با تخته سنگ پوشاندن ، سرزنش کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/slāt´iŋ/n.

● بامپوشی، پوشاندن بام (با کالار یا پهنک)

● بامپوش، کالار، پهنک

تعریف انگلیسی

noun
  1. thin layers of rock used for roofing
  2. a severely critical attack “the reviewers gave his book a sound slating”
  3. the act of laying slates for a roof

واژه‌های دیگر با معنی «تخته سنگ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن