slavicist
معنی فارسی
محقق در فرهنگ وزبان اسلاوي، اسلاوشناس.
معنی کامل و مثالها
/-ǝ sist/n.
● کارشناس زبانها و فرهنگ و تاریخ ملل اسلاو، اسلاو شناس (Slavist هم میگویند)
محقق در فرهنگ وزبان اسلاوي، اسلاوشناس.
/-ǝ sist/n.
● کارشناس زبانها و فرهنگ و تاریخ ملل اسلاو، اسلاو شناس (Slavist هم میگویند)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن