دیکشنری فارسی

sleaze

USsli:z

معنی فارسی

سستي، شل و ولي، زهوار در رفتگي،

بد بافتي

جنس بنجل،

هرچيز بد ساخت يا نامرغوب يا کم دوام

هرچيز زننده يا هرزه يا مستهجن

معنی کامل و مثال‌ها

/slēz/n.

● (خودمانی)

● سستی، شل و ولی، زهوار در رفتگی، بد بافتی

● جنس بنجل، هرچیز بد ساخت یا نامرغوب یا کم دوام

● هرچیز زننده یا هرزه یا مستهجن

● آدم هرزه، آدم نابکار (Sleazeball و Sleazebag هم می‌گویند)

تعریف انگلیسی

noun
  1. tastelessness by virtue of being cheap and vulgar

واژه‌های دیگر با معنی «سستي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن