دیکشنری فارسی

sled

UKsleddɔgəm USsled

معنی فارسی

درشکه برفي سورتمه غلتک

معنی کامل و مثال‌ها

/sled/n., vi., vt.

● سورتمه (از sledge کوچک‌تر است)

● سورتمه سواری کردن، با سورتمه بردن

children sledded down the hill

بچه‌ها از بالای تپه سورتمه سواری می‌کردند.

تعریف انگلیسی

verb
  1. a vehicle mounted on runners and pulled by horses or dogs; for transportation over snow
  2. ride (on) a sled “Somebody ----s”

مترادف‌ها

noun
See sledge.

واژه‌های دیگر با معنی «درشکه برفي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن